ابو القاسم راز شيرازى

332

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

تعالى است ، بهتر آن است كه حاسد ، ترك حسد نمايد و توجّه به حضرت واهب العطيّات - به طاعات و دعا و به صدقات - نمايد ، تا حقّ تعالى وسعت در رزق او كرامت فرمايد تا محسود را امثال و اقران گردد ، نه آنكه حاسد باشد . و از حضرت صادق ص وارد است كه رسول ص خدا فرمود كه : « حقّ تعالى خطاب فرمود « موسى بن عمران » را كه : يا بن « عمران » ! حسد مبر مردم را بر آنچه عطا كرده‌ام من ايشان را به فضل خودم ، و چشم مينداز به سوى نصيب ايشان از دنيا ، و به تعب نينداز نفس خود را ؛ به درستى كه حاسد ، غضب و سخط نماينده بر انعام كردن من به عباد و منع‌كننده است از قسمت ارزاق فيما بين بندگان ؛ و كسى كه چنين باشد ، نيستم من از او و نيست او از من » . و نيز آن حضرت مىفرمايد : « حسد ، صفت منافق است و غبطه ، صفت مؤمن » ؛ زيرا حسد ، آن است كه مىخواهد زوال نعمت را از ديگرى و حصول آن را از براى خود ؛ و اين صفت ، متضمّن است عداوت با صاحبان نعمت را . و از براى مؤمنين ، عداوت با برادران ايمانى خود نيست ، بلكه محبّت و حفظ الغيب دارد بر برادران دينى خود . و عداوت ، منافقين راست بر مؤمنين ؛ لهذا حسد از براى منافق است نه مؤمن . و غبطه ، آن است كه زوال نعمت از كسى نخواهد بلكه چنان‌كه نعمت ، حقّ تعالى به صاحبان نعمت داده ، مىخواهد كه به او هم عطا فرمايد تا او و صاحبان نعمت يكسان باشند ؛ و اين صفت ، مذموم نيست ؛ زيرا كه طبيعت انسان ، مجبول است بر طلب نفع خود و دفع ضرر از خود ، و اگر به طريق مستحسن در شريعت ، طالب نفع خود گردد كه در راه طاعات الهيّه صرف نمايد ، مذموم نيست بلكه ممدوح است . پس اصلاح صفت حسد در مؤمن ، اگر در بدايت حال - به سبب قصور معرفت فضل پروردگار - يافت شود ، به تحصيل معرفت كه فضل و رحمت و قسمت الهى است ، حسد مذموم او مبدّل گردد به غبطهء ممدوح ، كه :